سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
خبرخوان ساتور

آخوند جوان و منبرعجیب!

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 94/5/31 7:42 عصر

آخوند جوان را دعوت کرده بودند؛

عده ای مقدس مآب،

که دین را از سیاست جدا میدانستند.

روز عاشورا بود، آخوند جوان ساعتها فکر کرد که بالای منبر چه بگوید.

وضو گرفت و وارد مجلس شد.

از پله های منبر که یکی یکی بالا میرفت؛ ذکرش یازهرا بود.

نشست و شروع کرد:

من فقط آمده ام یک جمله بگویم!

"حسین امروز مرد! چون اگر بگویم حسین را کشتند، یعنی جنگی بوده و دشمنی و اسلحه ای و سربازانی و شهادت و جهادی و...

 بحث سیاسی میشود و برای عده ای سیاست کثیف است!"

و آمد پایین . . .




کلمات کلیدی :

بوسه . . .

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 94/4/21 7:51 صبح

بوسه میتواند  با رایحه ی اودکلن هایی از  فرانسه همراه باشد؛
این فرانسوی های مکار!
یا نه
بوسه میتواند با بوی قهوه ی تلخ ترک، بر لبها بنشیند؛
ترک هایی که آغوش باز کردند برای پایگاههای نظامی آمریکایی ها!
غرب زدگان آدم فروش!

اما نه
این روز ها بازار بوسه های یمنی داغ است!
داااااااغ!
مثل بوسه ی لبهای خشکیده ی این دختریمنی
که برلبه ی ترک لوله ی آب خزیده است!
آرام و بی صدا . . .

سلام برتو که باز هم
این عاشقانه ها
سهم خالص ترین عشاق تو شدند؛
مثل لبهای رزمندگان ایرانی در آن هشت ساااااااال!
یا حسیییییین . . .




کلمات کلیدی :

عاشقانه ها

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 94/3/22 6:58 صبح

یک سری تجربه ها هست که فقط مخصوص مادر هاست!

ویکی از شیرین ترین آنها، حس اولین تکان بچه در شکم مادر است.

به وجود آمدن هر بچه یک معجزه است؛ معجزه ای از قدرت و لطف خداوند.

پس از آن تا نه ماه باتمام وجود تشنه ی دیدن آن موجود کوچولو میمانی؛ هرلحظه تشنه تر!

به دنیا آوردن بچه، تغذیه اش، تاتی تاتی کردن هایش، حرف زدنش و . . . همه را جزء به جزء این مادر است که با تمام عشق و علاقه انجام میدهد.

بعدها وقتی بزرگتر میشود و قدش به آینه میرسد، وقتی جلوی آینه موهایش را شانه میکند، مادر با تمام جان بچه اش را نگاه میکند.

چشمهایش میشود قابی به اندازه ی یک دنیا و بچه اش را در برمیگیرد و این تمام دنیای آن زن است. حالا دست هایش را بالا میبرد و میگوید: " مادر به قربونت بره! الهی عروسیت رو ببینم!"

 

همه ی این عاشقانه ها را داشته باشید!

 

چندسال بعد، شیپور جنگ نواخته میشود و جگر گوشه اش به جبهه میرود.

مادر قلبش پیش فرزند اش است اما عقلش مانع رفتنش نمیشود.

از آن لحظه، او در برزخی بین زمین و آسمان است.

حسابش را بکنید!

مادر جواهر زندگی اش را راهی جبهه های نبرد کرده است تا درس ناموس داری و رشادت راهم در آخرین درس ها، به او بیاموزد و . . مادری که سالها رنج کشیده تا این سن فرزندش را ببیند؛ رشادتش را، سبیل های تازه سبز شده اش را.

صدای بم او، آرامش بخش ترین نوای زندگی اش است.

 

تمام این عاشقانه ها را داشته باشید!

 

بعد از مدتی که از جنگ میگذرد، خبرمیآورند که فرزندش مفقودالاثر شده! میدانی معنی اش چیست؟!

 یعنی مادر در برزخ ماند! نه میداند فرزندش شهید شده، نه میداند زنده است!

سالها مادر در برزخ میماند، سالها . . . تا اینکه یک روز بچه های تفحص خبر میآورند که . . .

 

تمام این عاشقانه ها را داشته باشید.

زن جوانی که عاشق شد. بچه دارشد و بچه اش را بزرگ کرد و دودستی داد برود جهاد کند در راه خدا . . . ولی همچنان عاشق اش است.

 

مادر جگرگوشه داده و سالها در برزخ مانده، بعد حالا میرود بعد از سالها، پیکرگلپسرش را تحویل بگیرد.

او آماده است. هرتصوری میکند تا به آنجا برسد:

تابوتی محقر،کفنی سفید، اسکلتی با کمی لباسهای پوسیده و . . . هرررر تصوری جز اینکه دور استخوان های ساعد جگرگوشه اش، چند دور طناب بسته شده باشد!

 

حالا تمام آن عاشقانه ها را به یادبیاورید:

 

یک طرف تصویر شاخ شمشادی که در این سالهای برزخی در قلب مادربوده، مادر با آن تصویر زندگی کرده و پیرشده . . . 

 و حالا استخوان هایی دست بسته!

آن طناب های لعنتی!

 

به خدا قسم، شرمنده ات هستیم مادر!

مادر 

مادر




کلمات کلیدی : غواص، شهید، مادر، جوان، عشق، عاشقانه، انتظار

مینی مال 3

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 93/4/5 6:23 عصر

- به نظرم آدم باید کاری کنه که روحیه ش همیشه در حالت متعادلی باشه... حتی در مورد گوش دادن به موسیقی...مثلن اگر یه موزیک گوش میدین که طرف داره زار میزنه از دوری...بعدش یکی گوش بدین که طرف از مستی وصالش میگه!...در مورد شعر خوندن هم حتی!


- بعضی آدمها
توی زندگی آدم
مثل ویتامین میمونن
ویتامین ممکنه ربطی به گرسنگی و تشنگی نداشته باشه
اما اگر نباشه
کم کم مریض میشی و...نابود!


- دین
منهای تفکر جهادی
منهادی حکومت دینی
میشه همین که
بشینن توخونه
در و پنجره ها رو ببندن بگن
باما کار نداشته باشن!
به ما چه سربقیه چی میاد! قمه زنهای متعصب، عربده کش ها! مدعیانی که کلب حسین بودند! کجاهستند در شرایطی که حرمش مورد تهدید است؟!
به قول او که فرمود: در هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد، ابن زیاد هم سینه میزند!


- فکرشو بکن!
"العربیه"
به داعشی ها
میگه
"انقلابیون"!
لابد اگه زمان "هیتلر" بودن بهش میگفتن "جهادگر"!


- جنگ غزه با جام جهانی همزمان شد
و حالا قتل مردم عراق
ای تف به این فوتبال...


- اینما مادر ها هستیم که بهشت زیر پامونه
این ما زنها هستیم که 24 ساعته در حال جهاد هستیم
ولی بازم طبل جنگ که نواخته میشه
شربت شهادت واسه مرداس :/
انصافه واقعن ینی!؟


- خوش به حال شاعرا
هرچی دلشون بخواد میتونن بگن!
بعد هم اگر ازشون بپرسی
این چیه گفتی میگن: "این ایهامه! استعاره س! کنایه س! مجازه و فلان و بهمان"


- آهنگ رقاص خونه های عربی رو میزنه
فجیع!
بعد میگه میلاد امام سجاد مبارک بچه های عزیز!
خدایا این درد ها رو کجا ببریم؟ شبکه پویا رو میگم!


- فیلم دیدن... بدون خوردن؟! واویلتا! مگه میشه؟ :)


- قول بده:

-


- قدرت خدا رو ببین!
در دل استان گرمی مثل قم
شهر خنکی مثل کهک قرار داده:
اینها عکس هایl هستن درتاریخ
13 فروردین 93
روستای کرمجگان از کهک

- جهاد کن!


- من و جاده...یعنی عاااااااشقشم...هر پیچ و خمش یه ایده ی تازه بمن میده!
اگه "مرد" آفریده شده بودم
یکی از گزینه هام برای کار
"راننده تریلی" بود
هم درآمد داشتم، هم مسافرت میرفتم و پخته میشدم، هم عکاسی میکردم!
ازون تریلی ها که همه جای دنیا میرنا!


- یه "حس مادرانه" ای دارم نسبت به پارسی بلاگ!
من باب خیلی چیزا!

- میشه یه کتاب شعر توپ معرفی کنین بخونم؟
همیشه دنبالشم!
عکاسی یه جورایی شعر گفتنه!
شعر "معانی زیبایی" رو در "ذهن" مخاطب به تصویر میکشه؛
و عکس اون معانی زیبا رو برای "چشم" به تصویر در میاره!


- بعضی خاطره ها،انقده تلخن, که میترسی حتی بهشون فکر کنی، واسه همینم آروم آروم آرشیو ذهنت خاکی میشه
و...
آلزایمر!

-  از گرمسار تا مشهد کنار جاده گاه و بیگاه زائرایی رو دیدیم که پای پیاده به زیارت آقا میومدن... حال قشنگی داشتن...
کاش بشه
حداقل برای یک بار هم شده
تجربه ش کنم!
آقای مهربانی ؛ رضا که درود خدا بر او باد... 


- فیلم "driver" محصول سال 2011,یکی از بهترین فیلمهاییه که دیدم...
ولی جایزه های جهانی معمولن قربانی سیاست میشن
و اون سال، فیلم "سخنرانی پادشاه" بود که جایزه رو برد!


- "عیددیدنی" یکم از "خاله بازی" بیشتره! مگه حالا کسی از حال کسی باخبره!؟


- میگما...
چی میشد تو پذیرایی مون یکم خلاقیت به خرج میدادیم?!
به جای اینکه مهمون بیچاره رو با مدلهای مختلف شیرینی جات محاصره کنیم،؛
از لواشک،آلوچه،تمرهندی،قرقروت و... استفاده میکردیم! ها?!


- کاش میشد یه هدفون اختراع بشه تا بهش تعریف کنیم چه صدایی رو به گوشمون برسونه چه صدایی رو نه!


- گاهی وختا; ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارن، که تو بدقولی کنی و ضایع شی! :-\


- راستی!
چند وقتی بود گوشیم ریپ میزد!
و دیگه حالا به فنا رفت!
تممممممام شماره هام رفت هوا!
خانومای گلی که اینترنت باعث و بانی خیر شد و دوستی منو پذیرفتین!
اگه زحمتتون نبود؛ شماره تون رو برام خ بذارین!




کلمات کلیدی :

مینی مال 2

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 92/10/16 9:30 عصر

- غذا خوردن سر سفره ی بی سبزی! مثل خوندن یادداشتی تو یه وبلاگ بی پروفایله!

- از خطاهای نوشتاری متنم
خوووووووب میفهمی
چقدر اینجا کسی
دستش
دلش
ذهنش 
همیشه سخت
درگیر است!

- ما زنهای ایرانی هم موجودات عجیبی هستیما! وقتی خودمون مریض میشیم انقدر اذیت نمیشیم تا وقتی شوهرمون ناخوش میشه!

- اگه میخوای اخلاق آدمی رو بشناسی : باهاش: 1- همسفر شو 2- همکارشو 3-همسایه شو!

- امیلی در نیومن
بابام میگه : همه ی خوشگلا بداخلاقن! 

- حتی یه نشونه هم کافیه؛
برا کسی که دنبال جواب میگرده...
 
- تبلیغش رو تو تلویزیون دیدین؟!
آقاهه با چه آآآآآآآآآآآب و تااااااااابی میگه:
"کباب پزپلین یه سیخ گردون هم دااااااااااره!"
و...
حرفی که همیشه تو ذهنم میاد با شنیدنش :
" قربونت! تو گوشتشو برسون! ما میدونیم چه جوری بچرخونیمش "

- یکی به این تی وی بگه: هرکی خوش تیپه لزومن نمیتونه مجری یا کارشناس باشه! آخه یه صدایی! یه قدرت کلامی! ارتباط چشمی با دوربین و... :-\

- ظلم دامن تماشاچی های ساکت رو میگیره! چه قبول داشته باشن چه نه! این قانون خداونده!

- زندگی...تلخ و شیرینتش با همه...رکود و هیجانش باهم...فکر میکنم وقتی تموم بشه و بریم...حس کنیم هیچ اتفاقی نیافتاده!

- ینی حسی که در روشن کردن ماشین لباسشویی هس
تو روشن کردن جارو برقی نیس! :)

- آسمون هم با این وسعتش مردد شده; تو زمونه ی ما... 

- و چه خوب است
زمان
لحظه ی آخر دارد! 

- کار دل قاعده بردار نیس!
برا همین نباید بهش رو بدی! وگرنه معلوم نیست تا کجا ببردت! 
از اون که شاعر میگه نیشش زفولاد هستا! بزن دل و جیگرتو دربیار خودتو راحت کن!

- یه جایزه ای هس برا فیلم های اونور آبی؛
به اسم "تمشک طلایی"که از طرف تماشاچیان و منتقدین به "بدترین فیلم" داده میشه!
من به نمایندگی از شهروندان کشور هنرپرورمون ایران اجازه میخوام ؛
جایزه ی تمشک طلایی در بخش عنوان گذاری رو بدم به اون کسانی که عنوان " مسکن اجتماعی" رو جایگزین "مسکن مهر" کردن!
خداییش آدمو یاد مفاهیم کمونیستی و نیازمندان و این چیزا میندازه! یعنی آخر هنره!
و باعث بالا رفتن اعتماد به نفس اون بندگان خدایی میشه که قراره 40 درصد درآمدشون رو فقط! برای اجاره ی اون "مسکن اجتماعی"! بدن...

- همیشه دنبال لذت بردن هستیم، از افراد،کارها،اشیا و...
درحالی که سختی ها،تلخی ها، و ناگوارهاست که به ما قدرت،دانایی و توان تفکر میدن!
فقط باید گفت: ربنا ولا تحمل علینا ما لاطاقت لنا به! 

 

- داشتم با لبتاب کار میکردم یهو فهمیدم وقتشه برم مدرسه پسرم.
بدو بدو حاضرشدم، دخترم رو هم حاضر کردم، بدو بدو سوارتاکسی شدم.
موقع پیاده شدن اومدم که کرایه بدم دیدم موس تو دستمه!...ینی تا این حد!

- وقتی که
هفت پشت غریبه 
بامرام تر از هرفامیلی ست!
باید
به حال همچین روزگاری
سخت...گریست! 

- سلام برسربازان گمنام آقا امام زمان
کسانی که بی ادعا بارهای بزرگی را برمیدارند
تا وظیفه ای روی زمین نماند
بی هیچ توقعی برای تشکر یا بزرگ شدن اسمی! 

- آلزایمر
می‌تواند بهترین بیماری جهان باشد ،
تا هر ثانیه یادت نیفتد
که چه شد، چه میشود و چه خواهد شد!

- وقتی مادر یا پدر میشی باید همیشه خوب باشی!
چون همیشه یه جفت چشم قلمبه ی براق در جواب سوالش فقط منتظره بشنوه:
" آره گلم تو رو که دارم مگه میشه خوب نباشم! "

لینک مرتبط : مینی مال 1




کلمات کلیدی :